آب خورد

خاک خورد

آفتاب خورد

شمعدانی کلاس ما که ماه ها

پشت شیشه ی کلاس

روبروی تخته ایستاد

پس چرا هیچوقت

درس پس نداد؟

پس چرا

مشق آب و آفتاب را نخواند؟

پس چرا دوباره بی نتیجه ماند؟

مادرم که شعر تازه مرا شنید

زیر آن نوشت:

شمعدانی کلاستان خودش نخواست.

 بکتاش