در روزگاران قديم سه مرد راهزن با يكديگر دوست بودند . مدّتها به اتفّاق هم به دزدي و راهزني مي پرداختند و سپس به سه قسمت بين همديگر تقسيم مي كردند .

اين سه رفيق هميشه در تصوّرات خودشان ، سعي مي كردند تا ديگري را از ميدان به در كنند و سهم بيشتري از آنچه كه به دست آورده اند براي خود ، بردارند و غافل از اين بودند كه ديگري هم در مورد آنها اينطور تصميم گرفته است .

روزي از روزها كه براي دزدي رفته بودند ، دور هم نشستند و استراحت كردند . يكي از راهزنان به دو نفر ديگر گفت : در اين نزدكي ها يك مكان متروكه است كه گمان مي رود گنجي پنهان در آنجا باشد . بهتر است سعي خودمان را بكنيم تا شايد هر سه به نوايي برسيم .

همدستانش پذيرفتند و هر سه به جستجو پرداختند . يك روز كامل به دنبال گنج همه جاي آن مكان مخروبه را زير و رو كردند تا اينكه صندوچه اي پر از گنج ، پيدا كردند و قرار شد تا بين هر سه به اندازة مساوي تقسيم شود . 

آن شخصي كه پيشنهاد پيدا كردن گنج را داده بود ديگ طمعش شروع به جوشيدن كرد و از اينكه چرا خودش به تنهايي آن گنج را پيدا نكرده و صاحب نخواهد شد ناراحت بود . با خود فكري كرد و سپس رو به دو نفر ديگر گفت : قبل از اينكه به تقسيم كردن گنج بپردازيم بهتر است كمي استراحت كنيم و غذايي بخوريم و آن دو هم قبول كردند.

راهزن طمّاع به راه افتاد و براي تهّيه غذا به شهر رفت ، وقتي كه غذا را تهّيه كرد به يك عطّاري رفت و مقداري سمّ خريد و آن را درون غذا ريخت و به هنگامي كه اين كار را مي كرد بسيار خوشحال بود از اينكه آن دو نفر با خوردن اين غذا جان خود را از دست خواهند داد و تمام گنج هاي صندوقچه به او خواهد رسيد .

حال بشنويد از هر شريك ديگر كه با هم دست به يكي كرده و تصميم گرفته بودند در گوشه اي كمين كنند و شخص سوم را به قتل برسانند و گنج ها را بين هم تقسيم كنند !

وقتي مرد سوّم غذا به دست به سمت جايي كه مستّقر شده بودند رسيد آن دو شريك به او حمله كردند و با شمشير جانش را گرفتند و با خوشحالي غذايي را كه او خريده بود خوردند و به دليل وجود سمّ كشنده در غذا هر دو به سرعت جان دادند ، و اين بود كه سه شريك طمّاع و خيانت كار به عاقبت شومي دچار شدند و گنج به هيچكدام از آنها تعلّق نگرفت .

 

 نكته اخلاقي :

 

1ـ وقتي كه افراد براي كارهاي ناشايست از قبيل دزدي و ... هم پيمان مي شوند به دليل اينكه ريشة دوستي و همبستگي آنها خراب است ، هيچ وقت پيمان هايشان پايدار نخواهد بود .

 2ـ هر كس در پي ضربه زدن به ديگري باشد ، خودش هم حتماً گرفتار خواهد شد .

 3ـ حرص و طمع اين دنيا ، دوزخ هميشگي آن دنيا را براي صاحبش به ارمغان مي آورد.

 « از مرزبان نامه »